ابو الحسن قزوينى

156

فوايد الصفويه ( فارسى )

خان از دست پسران شاهرخ به قتل انجاميد ، و نوبت حكومت مشهد مقدس به نصر الله ميرزا رسيد . بپاس خاطر شاهرخ شاه سرداران خراسانيه متعرض مشهد مقدس نگرديدند ، و بعد در ملك خراسان طوايف الملوك شد . كرارا احمد ابدالى بر سر شاهرخ و فرزندان او آمده ، بعضى اوقات غالب آمده بود . يك دفعه ميرزا با يك صد سوار جرار ، دمار از روزگار غدار لشكر احمد ابدالى بر آوردند . ( 230 چ ) روزى بىخبر بر سر چادر احمد ابدالى رسيده ، به آواز بلند گفت كه اى نمك به حرام حق تربيت جدم نادر را فراموش كردى ، و من يكه بجنگ تو آمده‌ام . در آنوقت هنگام هجوم عام سرداران افاغنه بدنام بود . پنجاه هزار سوار نيزه گذار در دربار احمد حاضر بودند . به حكم احمد بگرفتن او مامور شدند . او از ميانه بدر رفت و احدى به گردش نرسيد . احمد سلطان درانى رخ به پسرش تيمور نمود و گفت ، اگر خدا پسرى لطف فرمايد ، بايد كه چون نصر الله ميرزا باشد . آخر الامر نصر الله ميرزا نظر به بد رفتارى از حكومت مشهد خارج شده و دو دفعه نزد كريم خان زند رسيده ، باز به حكومت مشهد نشسته ، بسبب وفور كيف ترياك آن ناپاك از شجاعت بىبهره شد . در اوايل ، او را سرداران خراسان ولى نعمت مىخواندند . پسران شاهرخ شاه ، « نصر الله ميرزا و نادر ميرزا » ، اين دو اشقيا هر يك به نوبت ، حكومت مشهد مقدس ، تا در سنه يك هزار و دوصد و ده مىنمودند . نصر الله ميرزا در سنه الف ماتين پشت به بهشت كرد . اين دو مردود ، عرايض حيل به سر كار فيض آثار امام ثامن عليه التحيه و الثنا ( 231 ر ) نوشته جميع جواهر آلات و طلا آلات ، حتى ضريح طلا كه شاه طهماسب ماضى عليه الرحمه و الغفران باتمام رسانيده بود خشت‌هاى طلا و سر طوق طلا و در دروازه پائين پا كه مكلل به جواهر و به يك لكهه و شصت هزار روپيه باتمام و انجام رسيده بود ، [ و ] آن قالى زرين باف را به آتش سوختند . گويند ده هزار روپيه وصول شده بود و همچنين قناديل مرصع و ديگر قناديل طلا و نقره را به دار الضرب سكه زده به اخراجات شرب اليهود خود آن مردود در آوردند . مىتوان نوشت كه زياده از پنجاه لكهه روپيه از مال وقف امام عليه الصلوه و السلام را كه پادشاهان عالى مقام كرده بودند آن دو بد نام